تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
شكسته بدن او را مجروح سازند و از رفتار بازماند ، پس مردمان آن را هلاك كنند .

منارهء ممبئى « 1 »

و از اوضاع پسنديده كه جماعت انگريزيه در آنجا بنا نهاده‌اند منارى است كه بر لب دريا ساخته‌اند و در شب بالاى آن چراغها روشن كنند ، ناخدايان در دريا چون آن را بينند دانند « 2 » كه جزيره نزديك است ، پس از مكان خود در شب حركت نكنند ، چون در اطراف آن كوهستان بسيار در زير آب است ، و به غايت خطرناك است ، و اهالى آن اغلب جماعت آتش پرست‌اند ، كه به فارسى مشهوراند ، و گويند كه در ايام خلافت عمر از ايران به اين جزيره فرار كرده‌اند . چون تمام اهالى آن سفيد پوست و خوب صورت‌اند ، و اصلا با مردم بيگانه وصلت نمىكنند ، نه دختر مىدهند و نه مىگيرند ، و لهذا به رنگ و طور اصلى خود باقى مانده‌اند . و با هم نهايت اتّفاق دارند ، و اغلب امورات صاحبان انگريز و تجّار به معرفت ايشان مىشود ، به غايت امين و ذىهوش‌اند ، و با قزلباشيه نهايت مألوف‌اند ، و خود را از اولاد كيان دانند ، و كتابى كه دارند زند است و پا زند و اوستا ، و زردشت حكيم را پيغمبر دانند ، و به خواندن شاهنامه بسيار شوق دارند ، و صاحبان مايهء خطير چون لك و كرور روپيه در ايشان بسياراند .
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است . ( 2 ) دانند : در « د » نيامده است .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 354 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )