مشتى يا چوبى زد و به نزد حاكم شكايت شد ، از ضارب چيزى گرفته به مضروب مىدهند ، و اگر دست بالا كرد به قصد زدن و نزد ، او را قتل مىكنند ، و مىگويند كه شايد در وقت پائين آمدن به جائى مىخورد كه باعث قتل مىشد ، پس لا علاج هركه دست بالا كرد بايد فرود آورد و الّا كشته مىشود .
مناكحه در پيگو « 1 »
و « 2 » از آن جمله آن است كه : مناكحات موقوف به رضاى طرفين و قدرى زر است ، اگرچه زن شوهر داشته باشد و تا هر وقت كه زن بخواهد بماند .
غربا كه در آن شهر وارد مىشوند مردمان دختران و زنان خود را به اسم خدمتكارى به نزد ايشان اجير مىكنند ، و اگر با او فعلى نيز شد آنقدر مضايقه نيست ، و اگر كسى با زنى در خفيه آشنايى كرد و او را به خانهء خود برده ، شوهر يا پدر او اگر به حاكم شكوه كنند ، آن مرد بيگانه را مىطلبد و نود روپيه از آن جريمانه گيرد و زن را به مالكش سپارد ، و اگر آن زن بار دويّم به خانهء او رفت و شكايت شد شصت روپيه مىگيرد ، و در بار سيّم سى روپيه ، و در بار چهارم چيزى نگويد و به هم واگذارد
مكاتبه در پيگو
و نوشتن و مكاتبات اغلب ايشان بر برگ درختان سطبر است كه مانند
هامش
( 1 ) وضع مناكحه : « ب » .
( 2 ) و : در « ج » نيامده است .