تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
تخته چوب بسيار نازكى است ، از قلم آهن بر آن نقّارى كنند ، و دفاتر و كتب ايشان نيز از همان است ، و هريك از شهرها و محالات ممالك هند را خصوصيات چند است كه در ضمن احوال آنها نگارش خواهد شد ، و در اين وقت به ذكر احوال از به دو ورود به جزيره ممبئى الى الحال مىپردازد .

فصل پنجم ذكر ورود جزيرهء ممبئى و احوال آن

يوم چهارشنبه غرّهء ماه صفر المظفر سنهء يك هزار و دوصد و بيست ( 1220 ) هجرى قريب به ظهر وارد ممبئى شديم ، عالىجناب سلالة الاطياب آقا سيد تقى اصفهانى كه از عمدهء تجار قزل باشيّهء آنجا بود استقبال كرده به منزل خود برد ، و در شرايط اتّحاد و يگانگى و طريقهء و داد و مردانگى دقيقه‌اى فروگذاشت نكرد . بدانكه ! ( ممبئى ) به فتح ميم اوّل و سكون ثانى و فتح باء موحّده و سكون ياء مثنيّه تحتانيه ، جزيره‌اى از جزاير مشهورهء دكهن است ، و « بمبائى » از اغلاط مشهور است . و جزيره قطعه‌اى از زمين را گويند كه اطراف آن را آب فرو گرفته باشد ، و بدون كشتى بدان نتوان رسيد ، و آن جزيره از مدّت مديده است كه در دست جماعت انگريزيه است ، و به غايت معمور و آباد است . جهازات از چين و اطراف به آنجا بسيار مىآيند ، و شهر آن دو قلعه و دو خندق بسيار عالى دارد ، و بر اطراف قلعه انواع توپها گذارده‌اند ، و تسخير آن