كه اولاد ندارند ، و حجاب از وى نمىكنند و به وى ميراث مىدهند ، بلكه در نظر اكثر عوام الناس چون فرزند بر ساير اقارب مقدم مىدانندش ، و مناكحه با او را حرام مىدانند ، و اگر مردى دخترى را فرزند خود كرد و بعد او را نكاح نمود او را توبيخ مىكنند .
تبناى « 1 » فقير بهادر ميرزا صاحب را در فيضآباد
و « 2 » حق آن است كه اين معنى در اين كشور اثر تامّى دارد ، و گويا كه از مقتضيات آب و هواى اوست ، چنان كه من نيز در بلدهء فيضآباد نور چشم برخوردار ، گرامى مقدار ، والاتبار ، ميرزا محسن مشهور به بهادر ميرزا - حفظه اللّه تعالى - را كه خلف عاليجاه شوكت دستگاه برادر صاحب عظيم المناقب مشفق بسيار مهربان ، ميرزا ابراهيم على خان بهادر مشهور به ميرزا سيد و صاحب دام اقباله است ، از بطن همشيرهء معظّمهء بندگان عاليجاه اسد الدوله ، رستم الملك ميرزا محمّد تقى خان بهادر فيل جنگ - دام اقباله - به فرزندى گرفته بودم ، و اثر محبّت اولاد حقيقى را از طرفين مشاهده مىنمودم ، و در آن وقت سن آن نورچشمى هفت سال بود ، حفظه اللّه فى العيش الرغيد و اعزّه فى الدارين بمحمّد و آله .
و اين قضيّه در عرب نيز مشهور بوده است ، چنان كه از مقدمهء زيد بن حارثه معلوم مىشود ، و شايد تا حال نيز باقى باشد و در ايران مشهور نيست .
هامش
( 1 ) تبنّى : به فرزندى گرفتن .
( 2 ) و : در « ب ، ج » نيامده است .