و مداخل اين امور در ملك او زياده از لك روپيه بود و از آن چشم پوشيده است .
اگرچه نوّاب معظماليه با اين فقير در زمانى كه در لكهنو بودم طريقهء دوستى و و داد و مهمان نوازى را به جهت بعضى از موانع كه من بعد در محلّش ذكر مىشود معمول نداشته است ، و لكن انصاف و حق آن است كه اگر امساك در مزاج شريفش غالب نبود در زمرهء « 1 » وزراء « 2 » و حكّام و ابناى نوع خود در فهم و فراست و ادراك در اين حدود قليل النظير مىبود .
مجملا : در اين ملك كه بر خلاف ممالك ديگر از پدر و مادر و خويشان و همگنان و داروغه و احداس ، و حكّام شرع و عرف در ارتكاب اين امور ممانعت و خوفى نيست ، و آراستن مجالس عيش و عشرت و بهدست آوردن زنان و امردان خوب صورت در نهايت آسانى و سهولت به دراهم بخس معدوده ميسّر است ، اگر كسى خوددارى كند از نيكى ذات و محض خوف غضب حضرت رب العزة خواهد بود ، عصمنى اللّه و جميع المؤمنين من شرور انفسنا و سيئات اعمالنا بمحمّد و آله الطاهرين صلواته عليهم اجمعين .
ذكر سخن بعضى از اكابر عصات مرشدآباد و جواب آن
و از اقبح قبائح آن است كه : بعضى از اكابر عصات دار الشرب مرشد آباد كه بالمرّه عبادات را ترك كرده مرتكب منهيّات است مىگويد كه : در اين
هامش
( 1 ) و در زمرهء : « ب » .
( 2 ) امرا : « ب ، ج » .