تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
مىكند ، و از اين جهت است كه زنان در اين ملك بر مردان مسلطاند مگر قليلى كه از خوبى ذات خود اطاعت شوهر و رضاجوئى او بكند . و مردان را با زنان چندان الفتى نيست ، زيرا كه هيچ‌كس با طلبكار خود الفت نمىگيرد و هميشه در دل « 1 » از او نفرت دارد ، مگر نادر و شاذّى ، و اگر شوهر فوت كرد « 2 » غالبا همهء تركه او به آن زن منتقل مىشود ، و اولاد او خصوص آنانى كه از بطن غير آن زن باشند تمام فقير ، و محتاج قوت لا يموت مىشوند . مجملا : چون نكاح جارى شد به مردمانى كه همراه داماد آمده‌اند قليان و شربت و پان و عطر مىدهند ، و قبل از آن چيزى به مردم « 3 » حتى آب نمىدهند ، و مردمان ديگر نيز « 4 » شربت مىخورند ، و به قدر مقدور مردمان داماد چيزى در كاسهء شربت مىگذارند ، و به قاضى به قدر مقدور خلعت و انعام داده مىشود ، بعد از آن داماد را به تنهائى در محلّ سراى عروس مىبرند و هر دو را بر يك مسند مىنشانند . و در حدود « بنگاله » رسم است كه : در وقت داخل شدن داماد كسان عروس او را به اسم يكى از حيوانات مىخوانند ، و شال يا رشتهء گل بر گردن او انداخته مىكشند ، و داماد بايد مثل آن حيوان آواز كند ، الّا آنكه مادر عروس و كسان او معاف كنند ، و چون نشستند بر مواضع سبعه كه در سجده بر زمين
هامش
( 1 ) در دل خود : « الف » . ( 2 ) گردد : « د » . ( 3 ) مردم : در « الف ، ب ، ج » نيامده است . ( 4 ) نيز : در « الف » نيامده است .