تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
مقهور شود ، و يا آن‌كه در خانه او آيد ، و يا آن‌كه او را به كارى منصوب كند ، و يا آن‌كه به او خلعت عنايت نمايد كه در اين اوقات آن شخص كوچك زر نقدى - مثل روپيه و اشرفى - به قدر قابليّت خود و آن كار بر روى پارچهء سفيدى گذارده بر دست راست در برابر آن بزرگ مىگيرد و آن بزرگ يا بر مىدارد و « 1 » يا آن‌كه دست بر آن گذاشته معاف مىكند ، و در اين امر بسيار دقّت مىكنند و اين را از علامات واضحهء كوچكى و بزرگى مىدانند . و علّت مبدأ آن اين بوده است كه هرگاه يكى از سلاطين ملكى را مسخّر خود مىكردند صاحب آن ملك زر بسيارى را در سپر كرده پيش روى ايشان مىآورد و اين دليل بر اطاعت و فرمانبردارى او بوده است ، و حال عام شده است و اختصاص به رؤسا و حكّام ندارد ، بلكه هر كوچكى به بزرگ خود اين رفتار را در اوقاتى كه ذكر شد معمول مىدارد .

طريقهء سلام به بزرگان

و ديگر از علامات بزرگى آن است كه كوچك در وقت ورود دست بر سر مىنهد و خم مىشود ، و ديگر چيزى به زبان نمىگويد ، و بالنسبة به حكّام و اعاظم زياده خم مىشوند به حدّ ركوع و زياده از آن مثل كرنش كردن اهل ايران و آن بزرگ نيز دست بر سر مىگذارد ، و هرگاه بزرگ به كوچك چيزى داد ، خواه از قسم مأكولات ، و خواه مثل قليان و غير آن ، و يا آن‌كه او را تعريف كرد كه خوب نوشتى يا خوب شمشير زدى مثلا ؛ همان وقت كوچك برخاسته به همين نهج سلام مىكند و مىنشيند ، و مىگويند كه اين طرز سلام با
هامش
( 1 ) و : در « ب ، ج » نيامده است .