صبح شروع كنند و در « گهرى » دويّم دوزنند ، و در سيم سه ؛ تا آن كه يك « پهر » تمام شود ، پس همان عدد را كه از صبح گذشته است مكرر كنند و اين دفعه زودتر نوازد و اندكى تأمّل كند ، و بعد از آن يكى به قوّت تمام مىزند و اين علامت گذشتن يك « پهر » است ، و در « پهر » دويّم ؛ عدد « گهرىهاى » گذشته او را مىزند و بعد از تأمّلى يكى به قوّت مىزند و اين علامت آن است كه از يك « پهر » فلان عدد « گهرى » گذشته است و همچنين تاد و « پهر » شود .
پس به دستور سابق عدد تمام آن را مكرّر كرده بعد از تأمّلى دو دفعه مىزند و در سه « پهر » سه مىزند ، تا آنكه روز تمام شود آنگاه عدد « گهرىهاى » روز را تمام اعاده كند و بعد از تأمّلى چهار دفعه به قوّت نوازد ، و اين دلالت مىكند بر آنكه روز تمام شد ، و اين را « گجر » مىگويند بر وزن سحر ، و در شب نيز به همين دستور رفتار كنند .
و حق آن است كه اين عمل نهايت « 1 » خوب است ، زيراكه در محلّه هرگاه يك نفر از رؤسا باشد ، اهل آن محلّه تمام در معرفت ساعات و اوقات در رفاهيّت و راحتند ، و اگر در حدود ايران و عتبات عاليات نيز رسم مىشد خصوص ، در مساجد و اماكن مشرّفه به جهت مؤمنين و مقدّسين كم بضاعت ، نهايت آرام در تنقيح امور در ليالى و ايّام حاصل مىشد .
نذر دادن
و از آن جمله است نذر دادن كوچكان به بزرگان در اعياد و ايّام متبرّكه و اوقات خوشى ، مثل آنكه : بزرگ از بيمارى شفا يابد ، و يا آنكه دشمن او
هامش
( 1 ) بسيار : « ب ، ج » .