تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
« گهاگره « 1 » » در آن روز جماعت هنود قريب به لك آدم مجتمع شوند ، و صورت عجيبى از كاغذ مىسازند و « 2 » او را « راونه » مىنامند ، و برهمنى را بر تخت مرتفعى سوار كرده او را « رام » مىنامند ، و دو عسكر از طرفين آراسته صورت منازعه و معاركه را به ظهور مىآورند تا آن‌كه « راونه » را مقهور ساخته جسد او را مىسوزانند . و مىگويند كه : « راونه » « سيتا » را كه زن « رام » بوده است به دزدى برده ، در تصرّف خود آورده بود ، رام « 3 » بعد از آگاهى بر آن ؛ عسكر به جنگ « راونه » برده او را به قتل رسانيده ، « سيتا » را به خانهء خود برده است ، و فوج هر دو طرف خود را به صورت ميمون مىسازند ، و ميمون را نيز پرستش مىكنند و او را « هنومان « 4 » » مىگويند ، و در آن حدود بسيار است .
هامش
گنگ و نزديك شهر فيض‌آباد و در 125 هزار گزى مشرق لكهنو ، و در 190 هزار گزى از شمال غربى فارس واقع است ، در سابق شهرى آبادان بوده است ، جامعى بزرگ در اين شهر بنا شده و آثار عتيقه دارد . ( دهخدا به نقل از قاموس الأعلام ) ( 1 ) گهاگره : رودى است در نزديكى مرز نپال . توضيح اينكه : در اصطلاح مردم هند دريا به رودخانه اطلاق مىشود ، و به دريا سمندر مىگويند . ( 2 ) و : در « ب ، ج » نيامده است . ( 3 ) ورام : در « ب ، ج » آمده است . ( 4 ) هنومان : سردار ميمونها ، و نابود كننده كه از بطن هواء متولد شده است ، و رسم سردار لشكر « رام » بود كه شكل ميمون داشت . ( فرهنگ آصفيه : 739 )