فرمودند پس بعد از چند روز وارد يزد شده ، در خانهء عاليجاه نوّاب سابق الالقاب منزل كردم .
عزيمت به هندوستان در سنهء 1219 « 1 »
و بعد از چند روز سيد مرتضى را با غلام على رخصت دادم ، و خود با ملّا اسماعيل در پانزدهم شهر شعبان المعظّم به عزم سفر هندوستان روانهء سمت بندر عباسى شديم ؛ و در عرض راه نهايت بد گذشت به سبب بىملازمى و عدم موافقت رفقا ، و در اواخر شعبان وارد قريهء « دشت آب » « 2 » از محال كرمان شديم ، و در عشر اول رمضان از آنجا به سمت احمدى فارس رفتيم ، بعد از چند روز وارد آن قريه شديم . حاكم آنجا ميرزا عبد اللّه نامى بود ؛ نهايت خدمتگذارى را به عمل آورد . از آنجا به « شميل » كه از توابع ميناست رفتيم .
اهالى آنجا « 3 » را - با وجود آنكه صحرائى و كوهىاند - نهايت طالب حق ديدم ، و از آنجا بعد از دو روز وارد قريهء « هرمودر » كه در سه فرسخى بندر عباسى است شديم .
در آن اوان به جهت كشته شدن سيد سلطان ، امام مسقط به دست طائفهء جواسمى ، ملّا حسن كه يكى از ملّازمان او بود ، به عزم تسخير بندر عباسى
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 2 ) دشت آب : از دهستانهاى بخش بافت شهرستان سيرجان است . اين دهستان در جنوب بافت واقع است . ( دهخدا ) .
( 3 ) آن : « ب ، ج ، د » .