آمده بود ، و لهذا در « 1 » اطراف و نواحى آن نهايت آشوب و اغتشاش بود . پس در آنجا چند روز توقّف كرديم ، و در بيست و هفتم ماه رمضان المبارك از سنهء مذكوره « 2 » وارد بندر عباسى شديم .
فصل هيجدهم : بندر عباسى « 3 »
و آن از بنادر مشهوره است ، و اغلب اهالى آن از اهل تشيّعاند ، و در آن اوان جمعى از تجّار و حجّاج عجم در آنجا بودند ، پس در داخل قلعه مكان گرفتم « 4 » . گندم و برنج و روغن و آب نهايت گران بود . گندم و برنج را از قرار من آنجا - كه يك من و ربع من تبريزى است - يك قروش ، و روغن را من چهار قروش ، و آب را كوزهاى چهار غاز بيكى مىخريديم .
سيد سندى « 5 »
و در آنجا بود سيد رضا سندى كه سابق در نجف اشرف آمده بود ، و به نفايس الحيل مرا به سفر هندوستان ترغيب مىكرد . خباثت ذات آن ملعون كافر بىدين را به عينه مثل سندى بن شاهك قاتل حضرت امام موسى - عليه
هامش
( 1 ) در : در « د » نيامده است .
( 2 ) سنهء 1219 هجرى قمرى .
( 3 ) ورود به بندر عباسى : « ب » .
( 4 ) مكان كردم : « د » .
( 5 ) عنوان : در « الف ، ب ، ج » نيامده است .