- عليهم السلام - سخن كنند ، و بر فرض ثبوت آن - چنانكه عقيدهء ماست - هيچ يك از مراحل مذكوره بر ما لازم نيايد ، اصل را گذاشتن و در فرع سخن كردن باطل و بىمعنى است ، و دربارهء اصنام حكم از جانب حضرت سبحان صادر نبود ، بلكه از آن منع كرده بود ، و مع ذلك ايشان را تعظيم و توقير مىكردهاند ، و لهذا ايشان را تكفير فرموده است . و ما در توقير و تعظيم سادات أنام اطاعت خدا را منظور داريم ، چنان كه ملّائكه در سجدهء آدم - عليه السلام - و عبّاد در سجده به مكّه معظّمه منظور دارند ، نه آنكه عبادت آنها را منظور داريم ، چنان كه كفّار در عبادت اصنام داشتهاند .
و اين ملّاعين به جهت همين اعتقاد است كه تمام اوقات خود را مصروف تدبير تخريب قبب مطهّره مىدارند ، چنان كه در اين اوقات قبّهء ائمهء بقيع را نيز خراب كردهاند ، و قبهء حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - را نيز قدرى از بالاى آن را خراب نمودهاند ، و در مكّهء معظّمه و مدينهء مشرفه چيزى از قبب را نيز « 1 » صحيح نگذاشتهاند .
حركت دادن عيال از عتبات به ايران
مجملا در بلدهء كرمانشاهان خبر تسلّط يافتن ايشان بر حرم خامس آل عبا - عليه السلام - در عشر اول شهر محرّم الحرام رسيد ، نهايت اضطراب و تشويش حاصل شد ، و در پانزدهم آن ماه به جهت حركت دادن عيال از نجف اشرف روانهء عتبات شدم و در هنگام معاودت در كاروانسراى كه واقع
هامش
( 1 ) نيز : در « د » نيامده است .