تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
سمت « حسيكه » « 1 » كه مقر جماعت خزاعل است فرار كرده بودند ، و به جهت زيارت به آن بلده مشرّف شده بود - رسيدم . در هنگام رخصت بسيار گريستند ، و بر آن اجتماع طلاب و اصحاب فضيلت و كمال كه در مجلس شريفش ميسّر شده بود ، و به سبب اين سانحه به تفرّق انجاميد و بر پراكندگى احوال مؤمنين تأسّف بسيار خوردند ، و اجازه نوشته به اين فقير عنايت كردند و جناب مستغنى الالقاب مير سيد على « 2 » سابق الالقاب نيز مرا به اين سعادت مشرّف فرمودند . و چون به بلدهء كاظمين - عليهما السلام - رسيدم جناب فضيلت مآب سلالة الاطياب سيد محسن « 3 » سابق الاحوال نيز در آن اوراق اجازه نوشته مرحمت فرمودند . پس با عيال به رفاقت آخوند ملّا شريف كه نامش سابق بر اين ذكر شد به بلدهء كرمانشاهان رفتيم ، و چند ماهى را در آن بلده توقف نمودم . چون هميشهء اوقات خاطر مايل سكونت در آن بلده نبود و نيست ، عيال را گذاشته خود روانهء دار المؤمنين قم شدم .
هامش
( 1 ) محلّى است در مدينه ، بين ذباب و مسجد فتح ، واقدى گفته : يهود در آن ساكن بودند ، و ذباب نام كوهى است در اطراف مدينه . ( معجم البلدان : 2 / 261 ، دهخدا : 19 / 616 ) ( 2 ) طباطبائى صاحب رياض المسائل . ( 3 ) اعرجى بغدادى .