شدند .
و در آن وقت عالىجاه ، معلّى جايگاه ، شوكت و اجلال دستگاه ، مرّوج دين و حامى شريعت سيّد المرسلين ، عمدة الحاج حاجى على خان عموى آن مرحوم به نيابتش در آن بلده مىبود . خان معظّم اليه به حسن تدبير و وساطت آن جناب ، آن بلا را از رعايا و برايا رفع نمود و خصم به گرفتن زر قليل راضى شده مراجعت كرد ، و از جانب پادشاه وقت - كه ظاهرا پادشاه جم جاه ظل اللّه آقا محمّد خان قاجار بود - بندگان حاجى على خان مرحوم ؛ خلعت حكومت پوشيده ، حاكم بالاستقلال آن بلده « 1 » شد ، و بعد از چند وقت نعش آن دو مرحوم را از آن حدود آورده به نجف اشرف برده در كشيك خانهء دست راست دفن كردند .
احوال مرحوم حاجى على خان زنگنه
و خان معظّم اليه زياده از سابقين رشتهء ارادت آن جناب « 2 » را بر گردن گرفت ، و در عهد او فتنهانگيزان بومى و برونى سر در زاويهء خمول « 3 » كشيدند و رعايا و برايا در مهد امن و آسايش بودند ، و به استعداد ذاتى و مكارم اخلاقى احترام به علماء كرام بسيار مىكرد ، و به صحبت ايشان راغب و به تحقيقات مطالب علميّه شايق بود . لهذا از نيكان و پارسايان جهان ، و در عداد مستعدّان و دانشمندان و جامع بين الدنيا و الآخرة شد ، با آن حكومت و تسلّطى كه داشت
هامش
( 1 ) كرمانشاه .
( 2 ) آقا محمّد على .
( 3 ) زاويهء خمول : گوشهء تنهائى و تاريكى و عزلت .