متهجّد و شبزندهدار بود ، و هرگز چيزى از فرايض و سنن از او فوت نمىشد ، و گاهى « 1 » به سماع سرود و غنا و آلات لهو راغب نبود ، و نشنيديم كه در مدت العمر خمر يا ديگر از مسكرات را استعمال كرده باشد ، و در اداى زكات و حقوق شرعيّهء واجبه و مندوبه گاهى قصور نكرد ، و مال حرام و شبهه را اصلا در مصرف خود درنمىآورد ، بلكه مايحتاجش را از مزارع و باغات و مملوكات خود مىگذرانيد .
و هرگاه كسى را به سبب جرم و خيانت تأديب مىكرد ، و « 2 » از او به صيغهء جريمانه چيزى مىگرفت ، بعد از شش ماه او را در خلوت طلبيده به انواع معذرت راضى مىكرد ؛ و مىگفت كه : اگر سياست « 3 » مثل تو و ديگران نكنم امور ولايت و رعيّت درهم مىشود ، و اگر از حكومت كناره كنم ديگرى خواهد آمد و به انواع ظلم و ستم مبتلا « 4 » خواهيد شد ، پس آنچه از او گرفته بلكه مع شيىء زايد به او مسترد مىكرد ، و بعد از اخذ ايمان مغلظه « 5 » بر خفاى اين امر رخصتش مىداد ، وصيّتنامهء آن مرحوم سرمشقى است به جهت علماى عظام تا به عوام چه رسد .
از يمن همّت آن عالىجاه و بركت انفاس شريفهء آنجناب ، آن ديار « 6 » آباد و محسود كل بلاد شد ، و از اطراف و اكناف عالم مردم در آنجا جمع
هامش
( 1 ) هيچگاه ، هرگز . ( در جملهء منفى )
( 2 ) و : در « ب ، ج » نيامده است .
( 3 ) سياست : مجازات .
( 4 ) گرفتار : « د » .
( 5 ) گرفتن قسم شديد .
( 6 ) كرمانشاه .