خلف عالى جناب ملّا محمّد شفيع طهرانى الاصل ، مشهدى المسكن ، منسوب است . و خالهء ماجده تا به حال در حيات و در نجف اشرف مجاور است .
القصّه ؛ بعد از چند وقتى مرض طاعون به آن حدود نيز رسيده شدّت كرد . آن جناب به سمت سعدآباد و سنقر كه از بلوك همدان است تشريف بردند ، و چون طاعون « 1 » خفيف شد معاودت فرمود .
و بعد از آن خود به تنهايى روانهء دار المرز رشت شدند ، و در آن اوان حكومت آن حدود تعلّق به عالى جاه معلّى جايگاه غفران پناه هدايت اللّه خان گيلانى داشت ، وى مقدم شريفش را به احترام و اعزاز تمام تلقّى نمود ، حسب الخواهش اكابر و اعيان و خان عظيم الشأن ، صبيّهء مرضيّهء يكى از اكابر و اعيان آن بلده را كه نام ناميش در اين وقت در خاطر حاضر نيست - و گويا چنان كه در خاطر است حاجى مير حسن مرحوم بود - در حبالهء خود درآورد كه والدهء نور چشم گرامى عالى جناب فضايل مآب آقا محمّد اسماعيل و همشيرهء مكرمهاش است ، و در آن بلده علما و فضلا از اطراف و اكناف مسائل مشكلهء مختلفه به خدمتش مىفرستادند ، و به قدر قابليت و استعداد هريك جواب مىفرمودند ، و اغلب آنها را جمع و مدوّن نموده به « مقامع الفضل » موسوم فرمودند .
و از آنجا عيال را برداشته به دار المؤمنين قم مشرّف شدند . عالى جاه غفران پناه محمّد على خان حاكم آن بلده نهايت خدمتگذارى و لوازم مهماندارى را معمول داشت و التماس توقف و سكونت در آن بلده را از خدمتش نمود ، چون مرقد حضرت فاطمهء معصومه ، همشيرهء معظّمهء حضرت
هامش
( 1 ) طاعون : در « الف ، ب ، ج » نيامده است .