مىشدند ، و در اول قريهاى بود بسيار خراب ، و در اين اوان از بلدان عظيم الشأن محسوب است . تمام اهاليش عارف به جزئيّات مسائل فروعيّه شدهاند . حتى اكراد كه از خدا واقف نبودند ، همه نمازگزار و از جملهء اخيار گرديدند . جمعى را به جهت تعليم احكام بر دهات معيّن نمود كه به انواع وعد و وعيد ايشان را ترغيب به عبادات مىكردند .
و در عصرش به جهت آنكه مورد عنايات و الطاف شوند ، اغلب ناس « 1 » به اندك وسعتى به حج بيت اللّه ، و زيارت « 2 » عتبات عاليات مىرفتند ، و زكات را بر ملا « 3 » مىدادند به خلاف اوقات ديگر كه از خوف آنكه حكام و كدخدايان « 4 » ايشان را داخل اصحاب دول بدانند ، و در هنگام گرفتن مال خراج سلطانى به ايشان ظلم و ستم بيشتر كنند هركس « 5 » را فكر همين است كه داخل فقرا و گدايان محسوب شود اگرچه گدايان و ارباب استحقاق نيز از دست اين ظالمان نجات ندارند ، و اگر كسى را به جرم و جريمتى گرفتار مىكرد و آن شخص فرار و به عتبهء آن جناب پناه مىگرفت ديگر احدى را مجال دم زدن نبود و البتّه عفو از جرائمش مىنمود ، چنان كه اين شيوهء مرضيّه را تمام حكام ذوى الاحترام بلكه پادشاهان ايران بالتمام مرعى مىدارند « 6 » كه عتبهء علما را پناه مقصّرين مىدانند ، و حرمت آستانهء ايشان را نگاه مىدارند ، سيّما
هامش
( 1 ) ناس : مردم .
( 2 ) زيارات : « د » .
( 3 ) ملا : آشكارا .
( 4 ) كتخدايان : « د » .
( 5 ) كه : « د » .
( 6 ) مراعات مىكنند .