ايران و از قلمرو عليشكر است رسيدند ، اهالى و اعاظم و حكّام آن ديار مقدمش را غنيمت شمرده به احترام و اعزاز تمام وى را استقبال نمودند .
و در آن اوان حاكم آن ديار بود عالىجاه ، شوكت دستگاه ، مرحمت و غفران پناه ، جنت آرامگاه ، اللّه قلى خان زنگنه . احوال اين سلسله و علوّ اين خاندان بر اصحاب سير و بصاير پوشيده نيست . از اعاظم و اكابر امراء ايران و از سلسلهء شيخ على خان مشهورند وى فرمانفرماى با اقتدار ، و در ضبط و نسق « 1 » مملكت يگانهء روزگار ، و در عدالت و شجاعت و سخا ، مظهر لطف و قهر بارى ، و مؤيّد به تأييدات قادر كردگار بود .
خان عظيم الشأن در تعظيم و توقير آن جناب به اقصى الغايت كوشيد ، و شرط ضيافت و خدمتگذارى را به تقديم رسانيد ، و به اقامت در آن بلده تكليف نمود ، قبول فرمودند . مردم بلده و بلوك « 2 » ؛ غاشيهء اطاعتش را بر دوش « 3 » ، حلقهء ارادتش را بر گوش كشيدند ، آنجناب مشغول به تدريس و ترويج دين مبين شدند .
بعد از چند وقت حسب الخواهش خان ، معظم اليه صبيّهء مرضيّهء مرحمت و غفران مآب رضوان آرامگاه اللّهويردى بيك خلف عالى جاه معلّى جايگاه ، خان عظيم الشأن مرحوم مهدى قلى خان بيگدلى را در حبالهء خود درآوردند .
خان معظم اليه از امراى عظيم الشأن و خاندان كلان است ، و سلسلهء عليّهاش نهايت مشهور است ، و از جانب پادشاه قهّار نادرشاه افشار در اواخر كار به
هامش
( 1 ) نسق : نظم دادن ، مرتّب كردن .
( 2 ) بلوك : ناحيهاى شامل چند قريه ، ده و دهستان را گويند .
( 3 ) غاشيه بر دوش : مطيع ، فرمانبردار .