تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
مخلوق بود هرچه به خاطر گذرد * آلودهء خاطر نشود ذات خدا
* * *
در ذات خدا فكر خطير است خطير * گر فكر كنى ؛ بكن تو در صنع قدير دانستن كُنهِ ذات حق ممكن نيست * زآن رو كه نه شبيه باشد او را نه نظير هشدار كه راه معرفت باريك است * بىشمع مرو كه ره بسى تاريك است چيزى نه زحق برون نه‌از حق خالى است * هم دور زكاينات ، وهمْ نزديك است ايزد كه زصُنع او يكى گردون است * علمش به يقين ز چند و چون بيرون است
بىنطق به امر كن ؛ بنا كرده جهان * كردار خدا چه ذات او بىچون است حق عين حيات وعلم وقدرت باشد * بيگانه ز جنس جسم و صورت باشد حق هست مريد خير وكاره از شر * اما برى از خواهش ونفرت باشد پنهان بود از فهم خرد ذات خدا * باشد پنهان وعالم از وى پيدا
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 98 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )