بعضى رياضتهاى صوفيان
ديگر اين جاهلان ترك شرب واكل وخواب را از اسباب فناى نفس شمردهاند . عطّار از ابو الحسن خرقانى نقل كرده كه : چون خواهى به كرامت رسى يك روز بخور و يك روز مخور ، و روز سيّم بخور ، و پنج روز مخور ، و پنجم بخور ، و چهارده روز مخور ، واوّل چهارده بخور ، و ماهى مخور ، اوّل ماه بخور ، و چهل روز مخور ، واوّل چهل روز بخور ، و چهار ماه مخور ، واوّل چهار ماه بخور ، وسالى مخور ، آنگاه چيزى پديد آيد ، چون مار چيزى به دهان گرفته و در دهان تو نهد ، آنگاه اگر هرگز چيزى نخورى ، شايد من ايستاده بودم وشكمم خشك شده بود ، آن مار پديد آمد ، گفتم : الهى به واسطه نخواهم ، پس در معدهام پديد آمد چيزى بوياتر از مشك ، وخوشتر از شهد ، سر به حلق من كرد ، از حق ندا آمد كه ما تو را از معده تهى ، طعام آورديم ، و از جگر تشنه آب « 1 » . قاصر گويد : اين زنديقان از براى فريب ابلهان اين نوع دروغها مىساختهاند ، و ممكن است كه بسيارى از احمقان به گمان اينكه مگر اين مرد راست گفته ، و اين راه وصول به كرامت خواهد بود ؛ به ترك اكل وشرب خود را كشته باشند ، و به جهنم و اصل شده باشند « 2 » .
هامش
( 1 ) تذكرة الاولياء : 2 / 221 ، تحفة الاخيار : 197
( 2 ) تحفة الاخيار : 198