ذات حق بود وصفات حق بُد او * لاجرم كلى أنا الحق مىزد او
ذات حق شو صورت اشيا ببين * اين نهانى راز را پيدا ببين
پاك باز آنجا وجود خود تمام * تا شوى ذات خدا كل والسلام « 1 »
وملّا جامى نيز گفته :
همراه وحى گشته و روح القدس شده * پيغام خود رسانده و پيغمبر آمده « 2 »
و گذشت از ملا شاهى بدخشانى كه از شعر خودش :
پنجه در پنجهء خدا دارم * من چه پرواى مصطفى دارم « 3 »
بوى شرك مىآيد ، زيرا كه قائل آن ميان خود و خدا ومصطفى فرق نموده ، و آن در مذهب من شرك است ، وحكيم سنائى غزنوى مشهور گفته :
آب در بحر بيكران آب است * چون كنى در سبو همان آب است
هست توحيد مردم بىدرد * حصر نوع وجود در يك فرد
هامش
( 1 ) تحفة الاخيار : 174 و 175 نقل از جوهر الذّات عطّار
( 2 ) ديوان جامى : 427
( 3 ) رياض الشعراء : 195