شريعت رهبر ذرّات آمد * ز عين جان نمود ذات آمد
خدا را يافتم در شرع بىخويش * نموده صورتم رفتست از پيش
خدا را يافتم كو جبرئيل است * ز عقل كل مرا اينجا دليل است
خدا را يافتم چون مصطفى من * يكى ديدم همين عين صفا من
خدا را يافتم در عرش اعظم * نموده عكس او در جمله عالم
خدا را يافتم ديدم حقيقت * برون رفتم من از عين شريعت « 1 »
وايضاً خدا را در آنجا تشبيه نموده به الف ، واعتقاد باطلش اين است چنان كه الف گاهى به صورت ب در مىآيد ، و گاهى جيم ، و گاهى به صورت ساير حروفات تا آنچه سر از گريبان « لام الف » در آرد ، و همچنين حق تعالى گاهى عناصر شود ، و گاهى آسمان ، و گاهى زمين ، و گاهى ملك ، و گاهى غير اينها ، چنان كه در اين باب رفته :
تمامى سرّ بىچون در الف دان * يقين عشق را در لام الف دان
هامش
( 1 ) تحفة الاخيار : 172 و 173 نقل از جوهر الذّات عطّار