چشم دل را هين گذاره كن زطين * اين يكى قبله است و دو قبله مبين « 1 »
و شكى نيست كه غرضش آن است كه بيان كند كه ملائك به سجدهء آدم خدا را سجده كردهاند ، و چون ابليس دوبين بود قائل به وحدت وجود نبود بنابر اين سجده نكرد ، وعطّار در كتاب « جوهر ذات » گفته :
تو ذاتى در صفات آدم نموده * وز آن دم خويشتن اين دم نموده
تو ذاتى در صفات آدم چرائى * كه حق را مطلقى زاندم خدائى
خدائى ليك در صورت نمودار * خدائى اين حجاب از پيش بردار
چرا در صورت خود مبتلائى * چه صورت برفكندى خود خدائى « 2 »
وايضاً در آن كتاب گفته :
چه كُل خواهى شدن اندر طريقت * ز دست خود مهل جانا شريعت
چه كُل خواهى شدن در عين ذرّات * شوى عين صفات و پس شوى ذات
هامش
( 1 ) مثنوى : 6 / 637
( 2 ) تحفة الاخيار : 172 ( نقل از جوهر ذات )