نيست اندر جُبّهام غير از خدا * چند جوئى در زمين و در سما « 1 »
پس كاردها بر بايزيد زدند ، تيغها برگرديد وبدنهاى مريدان را مجروح ساخت ، و شك نيست در اينكه اين دروغها را مريدان بايزيد از براى صلاح كفر بايزيد ساختهاند ، و ليكن كفر او نه از اين كفرى است كه به اين نوع مزخرفات هموار تواند شد ، ومولوى كه از تابعان اوست اين نوع كفرها از وى بسيار سر زده ، و از آن جمله اين ابيات است كه در ديوان خود گفته :
هر لحظه به شكلى بت عيّار برآمد * دل برد ونهان شد
هر دم به لباس دگران يار برآمد * گه پير و جوان شد « 2 »
تا آخر ابياتى كه گذشت . وأيضاً گفته :
اى قوم به حج رفته كجائيد كجائيد * معشوق همين جاست بيائيد بيائيد « 3 »
تا آخر آنچه گذشت ، و بعضى به اين طريق نقل كردهاند :
آنان كه طلبكار خدائيد خدائيد * حاجت به طلب نيست شمائيد شمائيد
هامش
( 1 ) مثنوى : 4 / 56
( 2 ) ديوان شمس تبريزى : 483
( 3 ) ديوان شمس تبريزى : 274