وهنگامى كه عزيمت آسمان نمود او را به جاى خود در زمين نصب كرد ، و به او فرمود : كليدها به دست تو دادم ، بر هر كه تو بر زمين بندى بسته شود بر او در آسمان ، و بر هر كه در زمين گشائى در آسمان بر او گشاده گردد ، ونيز فرمود : بچران گوسپندان مرا يعنى غمگسار پيروان من باش ، وقتى كه بر آسمان مىرفت به او و ساير حواريان خطاب كرد وفرمود كه : شما بيرون نرويد تاوقتى كه فارقليطا كه موعود پدر است بر شما بيايد ، و آن قدرت الهى كه بارها شما را از آن آگاه ساختم بر شما جلوه كند . پس چون آن بزرگوار آهنگ آسمان نمود ؛ بيدرو و ديگر حواريان در صومعه در آمده مشغول پرستش شدند ، و انتظار آن قدرت عجيب كه فرموده بود مىبردند . تا آنجا كه گفته كه : سن بيدرو شنيد كه شمعونِ ساحر در روم مأمور شده است ، و مردم بسيار در پاى او رفتهاند ، پس عزيمت كرد كه خود را بدان جايگاه باز رساند . و مردم را از قلّابى ومكر ودروغ او آگاه سازد وهدايت كند ، پس به روم آمد ، و در اين زمان سن پاول نام را از شاگردان حضرت عيسى نيز بر اين شهر گذار افتاد ، پس سن بيدرو وسن پاول هر دو به اتفاق در مدافعهء شمعون ساحر وحفظ مردم شدند . چرا كه دانستند كه شمعون چيزهاى غريب وعجيب نموده ، در دل قيصر جاى كرده است ، وچندان معتقد خود ساخته كه او را معبود خود مىدانست ، ومىانگاشت كه حفظ ملك وابسته بدوست ، و مردم را از خدا پرستى به پرستش خود آورده ، تا سخن خود را بر كرسى نشاند ودلنشين قيصر سازد كه مردن وزيستن در قبضهء تصرف اوست .
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 425
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص٤٢٥