تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
و در فصل ششم « انجيل متّى » ويازدهم « انجيل لوقا » مذكور است اطاعت وانقياد مسيح از براى شيطان در رفتن بالاى كوه و بالاى بيت المقدس ، وخطاب كردن شيطان به مسيح كه او را سجده كند ، تا آنكه او را مالك دنيا گرداند ، وسلطنت دنيا را به او ارزانى دارد « 1 » . و در « انجيل لوقا » مذكور است كه مسيح در وقتى كه رسيد به موضعى كه در آن يهودان او را با دزدان مصلوب كردند ؛ خطاب به خداى تعالى نمود كه اى پدر اين جماعت را كه متصدى اين عمل مىگردند بيامرز ! زيراكه جاهلند ونمىدانند كه چه مىكنند « 2 » . و در « انجيل يوحنّا » واقع است كه شخصى خطاب به مسيح نمود كه سيدنا پدر را به من بنما ! مسيح فرمود كه : در اين زمان طويل كه در ميان شما بودم ندانسته‌ايد مرا ، بدانكه آن كسى كه مرا ديده است پس چگونه مىگوئى كه پدر را به من نماى ؟ آيا تصديق نكرده كه پدر در من است و من در پدر ؟ « 3 » . و در فصل چهل و چهارم « انجيل يوحنّا » واقع است كه بعد از وفات مسيح يهودان جمع آمده ، گفتند كه جسد مسيح با دو كس ديگر كه در خشبه بودند بايد كه در صليب نباشند ، و در روز شنبه از جهت آنكه آن روز را بزرگ مىدانستند وعيد مىشمرده‌اند بعد از آن التماس از فيلاطس نمودند كه ساقهاى ايشان را شكسته از صليب فرودشان آويزند ، پس ساق آن دو كس را شكستند ، و چون نظر به مسيح كرده ديدند كه هلاك شده است ، تير بر پهلوى
هامش
( 1 ) انجيل متّى : 5 باب 5 ، انجيل لوقا : 93 باب 4 ( 2 ) انجيل لوقا : 138 ( با اندكى اختلاف ) ( 3 ) انجيل يوحنّا : 173 ( با اندكى اختلاف )