ومحصّل اين كلمات وتُرّهاتِ كذب آيات ، آن است كه : ايشان مانند صوفيان تاركند عقل ومقتضاى آن را ، وطالبند جهل وحمق وديوانگى را با مقتضاى آن ، به علاوهء دعوى خدائى و پسر خدائى ، وحلول واتحاد خدا با خلق ، واتحاد وحلول خلق در خدا ، وادعاى كشف وكرامات از براى كسانى كه با حضرت عيسى بد بودند و با او معارضه نمودهاند ومذمّت او كرده ، و از دشمنان رشوه گرفته تا او را نشان داده و به كشتن دادهاند ، الى غير ذلك از هرزهائى كه در آنها مذكور است و به جهت اختصار ذكر آن نكرديم . و در كتاب « حوارى نامه » كه بعضى از نصارى در بيان احوال ومناقب حواريين حضرت عيسى نقل نموده نوشتهاند ، و از بعضى از آنها نهايت شقاوت وگناهكارى ، كه يكى از آنها ( سن بيدرو ) نام است كه در حيات حضرت عيسى با آن حضرت نهايت بدى كرده تا حضرت كشته شد ، و بعد از كشته شدن سن بيدرو توبه نموده ، وتائب حضرت گشته ، و اظهار كشف وكرامات وشفاء مرضى واحياء اموات نموده ، تا او را مانند حضرت عيسى كشتند و به دار كشيدند . از آن جمله ؛ در حكايات او اين را گفته است كه : بعد از كشته شدن عيسى وزنده شدن او و به آسمان رفتن ؛ رجوع به زمين نمود ، و خود را به سن بيدرو نموده ، با او گفتگو كرد به اين عبارت ، ناگاه حضرت عيسى به بزرگوارى ومحفوف به رحمت بر وى آشكار شد ، سن بيدرو خود را گريه كنان در پاى او انداخت ، و از شرم وشادى سخن نتوانست گفت ، اما آن حضرت به تمام مهربانى او را دلاسا فرمود ودلگرمى كرد ، وبشارت داد كه توبهء تو قبول شده است وآمرزيده شدى .
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 424
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص٤٢٤