معتزلى در جملهء احاديث مستطرفه در اواخر « شرح نهج البلاغة » از حضرت امير عليه السلام روايت نموده به اين مضمون كه : « گفتم به حضرت رسالت صلى الله عليه و آله كه از خدا طلب مغفرت كن از براى من ، پس حضرت دو ركعت نماز گزارده فرمود :
« اللهم به حق علي عبدك اغفر لعلي » ، يعنى خداوندا به حق على بندهء تو ؛ بيامرز على را ، گفتم : يا رسول اللَّه اين چه دعائى است كه از براى من كردى ؟ حضرت فرمود كه : مگر كسى بهتر از تو هست كه او را شفيع تو گردانم نزد خدا ، اشاره به آنكه آن حضرت با حضرت رسالت كه اشرف مخلوقات است متحد است « 1 » . و اما حكايتى كه از جنيد نقل كرده ، پس همان حكايتى است كه تمام صوفيان وناقلان از معروف و مجهول نقل كرده و به او نسبت دادهاند ، چنان كه گذشت كه دروغ است ، ونسبتش به جنيد دروغتر است ، بلكه غير از بُرسى ظاهراً كسى اين را نگفته ، وزمان جنيد ظاهراً موافقت ندارد با ملاقات يك امامى از ائمهء اثنا عشريه كه بيست سال سر بر آستانهء شريفهء او گذاشته باشد ، زيراكه وفات جنيد در سنهء دويست و نود و هفتم يا هشتم از هجرت است ، وتولد حضرت صاحب الامر عليه السلام در سنهء دويست و پنجاه و ششم است ، به تاريخ لفظ نور ، وغيبت صغراى آن حضرت بعد از چهار سال از ولادت است كه سال وفات امام حسن عسكرى است ، وولادت آن حضرت در دويست و سى و دو بوده ، و مجموع عمر شريفش بيست و هشت سال ، و مجموع ايّام امامتش شش سال بوده . خلاصه احدى از معتبرين اهل سنت وشيعه جنيد را از اصحاب ورجال
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد : 20 / 315 حديث 625 ، احقاق الحق : 7 / 87