احدى از ائمه عليهم السلام نشمرده ؛ چه جاى آنكه از خدّام وبوّاب ايشان باشد .
تذكره وتبصرهمنابع اوّليهء عقائد باطلهء صوفيه
در اوايل رساله گذشت از فاضل متبحر ملّا على قلى پادرى مستبصر كه در كتاب « هداية الضالين » كه در ردّ نصارى نوشته ، چنين فرموده كه :
صوفيان مسلمانانِ گرگاناند در لباس ميشان ، اكثر عقايد باطله وافعال عاطله ودعاوى فاسده ، از حلول واتحاد ، و تصرف در اشياء ، وخدائى واعتراض بر خدا ، واطاعت واستعانت مشايخ ايشان از شيطان و امثال اينها ، واكثر چيزهائى كه نسبت به مشايخ خود مىدهند ؛ همه را از كتب نصارى اخذ نمودهاند ، و نصارى آنها را از كتاب جوك هندوان فرا گرفتهاند ، تمام شد كلام پادرى . پس سزاوار است كه اشاره به بعضى از آنها از كتب نصارى نمائيم تا موجب مزيد بصيرت وهدايت مؤمنين وتقبيح وتفضيح حال خسران مآل ملحدين شود ، واللَّه الهادي . بدانكه ! در فصل پنجاه و سوم از « انجيل متّى » ، وفصل بيست و سوم از « انجيل مرقس » ، وفصل و سى و چهارم از « انجيل لوقا » به اين مضمون مذكور است كه : يسوع - يعنى مسيح - پطرس ويعقوب ويوحنّا را برداشته ، متوجّه كوهى شدند ، و به بالاى آن رفتند ، مسيح جلوهگر گرديده بر ايشان ، روى در رنگ آفتاب ، وجامه مانند نور روشن ، و در اين هنگام نور موسى وايليا نيز جلوهگر گرديدند به شيخ ، وتكلم مىنمودند به مسيح ، ومسيح به ايشان .