صوت است و آن يكى است ، ديگر حديث تحزين است و آن سه تاست ، ديگر حديث تحسين است و آن چند تاست ، و اينها همه مشتركند در ضعف سند ، و ما از آنها سه حديث را نقل مىكنيم و جواب مىدهيم به طريقى كه جواب همه از آن معلوم شود . اما حديث ترجيع ، پس آن را روايت كرده است « كافى » از على ابن ابراهيم ، از پدرش ، از حسن بن محبوب ، از على بن ابى حمزه ، از ابو بصير ، كه گفت : گفتم به حضرت باقر عليه السلام كه : هرگاه قرآن مىخوانم ، پس بلند مىگردانم به آن صداى خود را ، شيطان وسوسه مىكند مرا ، پس مىگويد ؛ جز اين نيست كه ريا مىكنى به اين بلند كردن صدا اهل خود و مردم را ، آن حضرت فرمود كه : « اى ابو محمّد ! بخوان قرآن را ما بين قراءتين كه بشنوانى اهل خود را وترجيع كرده شود در آن ترجيع كردنى » « 1 » . پس محلّلين غنا در قرآن - بلكه قائلين به استحباب آن - استدلال كردهاند به لفظ ترجيع واقع در آن ، وگفتهاند كه : ترجيع به معنى غناست . و جواب آن از چند راه است ، يكى آنكه : اين حديث ضعيف السند و غير معتمد است ؛ از جهت اشتراك ابو بصير راوىِ حضرت باقر عليه السلام ميان جمعى كه يكى از آنها يحيى بن أبى القاسم واقفى ، ويوسف بن حارث بترى است ، كه اوّلى موثّق است بنابر مشهور ، ودوّمى ضعيف است بلا خلاف ، فتأمّل . و ديگر ؛ از جهت على بن أبى حمزهء بطائنى واقفىِ كذّابِ متّهمِ ملعون است ، و به شهادت على بن حسن فضّال كه علّامه در كتاب « خلاصه » از او نقل كرده و از ابن غضايرى نقل فرموده كه او مذمتش را به اين مضمون نموده
هامش
( 1 ) كافى : 2 / 616 حديث 13