آن مجلس حاضر نبود « 1 » . و از جمله اخبار رجحان غنا كردن به قرآن بلكه امر به آن ؛ از طريق سنيان حديثى است كه روايت كردهاند از عبدالرحمان بن سائب كه گفت : وارد شد بر ما سعد بن ابى وقّاص ، پس من نزد او آمدم و بر او سلام كردم ، پس گفت : مرحبا اى برادر زادهء من ، خبر رسيده است به من كه تو خوش صدائى به قرآن خواندن ، گفتم : آرى و حمد خدا را ، گفت : به درستى كه من شنيدم از حضرت رسالت صلى الله عليه و آله كه مىفرمود كه : « قرآن نازل شده است به حزن واندوه ، پس هر وقت كه قرآن خوانيد بگرييد ، و اگر شما را گريه نيايد خود را به گريه بداريد وتغنّى به قرآن كنيد ، پس كسى كه تغنى به قرآن نكند از ما نباشد » « 2 » . و اين حديث به علاوهء ضعف سند به اشتمال آن بر بسيارى از ضعيفان كه اقواى آنها سعد بن ابى وقّاص پدر عمر قاتل حسين فرزند پيغمبر است ، مطروح يا مأوّل است ، وعلماى اعلام از خاصّ وعامّ در توجيه وتأويل آن كوشيدهاند . پس جزرى شافعى در كتاب « نهاية اللغة » گفته كه : معنى « ان لم يتغنّ عن غيره » است ، يعنى كسى كه استغناء نورزد به قرآن از غير آن ، پس نباشد از مسلمانان ، يقال تغنّيت وتغانيت واستغنيت . و بعضى گفتهاند كه : منظور حضرت به آن كسى است كه جهر به قرآن نكند ، وقد جاء مفسّراً في حديث آخر « ما أذن اللَّه لشيء كإذنه لنبيّ يتغنّي بالقرآن
هامش
( 1 ) كافى : 6 / 433 حديث 12
( 2 ) سنن ابن ماجه : 1 / 424 حديث 1337