تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
يجهر به » تفسيراً لقوله يتغنّي به « 1 » . سيّد مرتضى رضى الله عنه چند توجيه فرموده : اوّل : همان توجيه اوّل جزرى را ، و آن را از ابو عبيده نقل نموده ، و بر آن استدلال نموده به ورود آن معنى از براى تغنّى در لغت ، و به حديث مرفوع از عبداللَّه بن نهيك كه داخل شد بر سعد در خانه‌اش ، پس ديد در آنجا فرشهاى كهنه و اسباب پوسيده ، پس گفت كه : حضرت رسالت صلى الله عليه و آله : « من لم يتغنَّ بالقرآن فليس منّا » زيراكه ذكر فرش و اسباب كهنه وپوسيده در اين مقام دليل است بر ارادهء استغنا از تغنّى در آن كلام ، و بعد از آن فرموده كه : اگر مراد حضرت از تغنّى ؛ غنا وخوانندگى باشد هرآينه محنت بر ما عام گردد ، نظر به كلام آن حضرت كه هركه غنا به قرآن نكند از آن حضرت نباشد . دوّم : آن است كه سيّد خودش فرموده است كه : تغنّى مأخوذ است از غنى الرجل بالمكان ، هرگاه ماندنش در آن مكان به طول انجامد ، و از آن نيز مأخوذ است مغنّى از براى محل اقامهء طويله ، حق تعالى فرموده : ( كَأنْ لَمْ يَغْنُوا فِيها ) « 2 » به معنى لم يُقيموا بها ، پس معنى كلام آن حضرت اين باشد كه كسى كه اقامه ننمايد بر قرآن و آن را منزل ومقام خود قرار ندهد ، بلكه از آن تجاوز نمايد وغالباً مشغول غير قرآن گردد و عمل به غير آن كند از آن حضرت نباشد ، وتوجيهات ديگر كرده‌اند كه به جهت اختصار ذكر نشد « 3 » . و از جملهء اخبار جائزه در اين مضمار از طريق شيعه حديث ترجيع
هامش
( 1 ) نهايه ابن اثير : 3 / 391 ( 2 ) الاعراف ( 7 ) : 92 ( 3 ) امالى سيد مرتضى : 1 / 24 - 28