تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
يَهْدى ) « 1 » . بعد از آن گفته : و من هؤلاء من يتعلل بأن غرضه من ذلك تحصيل الإستعداد لفهم الحديث والقرآن ، وكذلك سولت له نفسه والشيطان ، مع أنّه لا يفرغ للحكمة العملية ، لا المنقولة عنهم ولا النبوية ، مع أنّ العمل متقدم على العلم عند كلا الفريقين ، و شرط له في كلا المنهجين ، و لكن الشيطان يصدّه عنه فينتقم اللَّه منه ، فيصرف قلبه عن فهم الشرائع والأحكام ، واللَّه عزيز ذوانتقام « 2 » . حاصل مضمون اين كلمات اين است كه : از جملهء مردمان كسى هست كه پيش از آنكه چيزى از اصول وفروع دين بياموزد ؛ حريص مىگردد در نظر كردن به كتب فلاسفه بر وجهى كه در مدت عمر به غير از آن به امرى نمىپردازد ، وبسيار باشد كه از آنچه پيغمبر آورده چيزى نشنيده باشد سواى آنكه در كودكى از پدر و مادر شنيده باشد ، وشايد تميز ميان واجب وسنت ننمايد ، گويا گمان كرده است كه علوم فلسفه اعلى واشرف است از علوم دينيه ، حاشا ؛ فلاسفه استفاده ننموده‌اند آن علوم را مگر از انبياء ، ومستفيد نشده‌اند از نتايج آن مگر به تعبهاى شرعى وعنا . و بعد از اين كلام كه مورد اعتراض تمام است مىگويد كه : از ايشان كسى هست كه بهانه مىكند كه غرضش از قرائت ومطالعه فلسفيات استعداد فهميدن قرآن است وروايات ، وچنين زينت داده است از براى آن نفس امّاره وشيطان بدكاره . قاصر گويد كه : ظاهر است كه از هيچ يك از انبياء هرزه‌هاى فلاسفه
هامش
( 1 ) يونس ( 10 ) : 35 ( 2 ) كلمات طريفه : 51 و 52