تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
كافرى چند كه اعتقاد به دينى ومذهبى ندارند . وطايفه‌اى از اهل دهر ما بدعتها را دين خود كرده‌اند ، وپرستش مىكنند خدا را به آن دين ، و آن دين را تصوّف نام كرده‌اند ، ورهبانيت را عبوديت وعبادت گرفته‌اند ، با آنكه پيغمبر ما نهى كرده است از رهبانيت ، وامر كرده است ما را به تزويج ومعاشرت ، وحاضر شدن در جماعات ، و اجتماع نمودن با مؤمنان در مجلسهاى ايشان ، وراهنمائى كردن بعضى از ايشان بعضى را ، و تعليم وتعلم نمودن احكام اللَّه را ، وعيادت بيماران وتشييع جنازه و زيارت مؤمنان ، وسعى كردن در حوائج ايشان ، وامر كردن به معروف ، و نهى كردن از منكر ، و به پا داشتن حدود اللَّه را ، و نشر أحكام اللَّه ، ورهبانيت ؛ كه ايشان ابتداع نموده‌اند مستلزم ترك جميع آن واجبات ومستحبّات است . و بعد از آن ايشان در آن رهبانيت احداث عبادات مخترعه نموده‌اند ، از آن جمله است : ذكر خفى ايشان كه عملى خاص وهيئتى خاصه است ، كه وارد نشده است به آن چيزى ، ويافت نشده است نه در كتابى و نه در اثرى ، و مثل اين عمل بىشك وريب بدعت و حرام است ، و پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده است كه : « هر بدعتى گمراهى و هر گمراهى راهش به جهنم است » « 1 » . از آن جمله است : ذكر جلى كه غنا مىكنند در آن ذكر به اشعار ، وخرانه فرياد مىزنند ، و مانند خر عرعر مىكنند ، وپرستش مىكنند خدا را به مكاء « 2 » ونعره‌زدن و دست به هم گرفتن ، و گمان دارند كه عبادتى نيست سواى آن ذكر
هامش
( 1 ) بحارالانوار : 2 / 263 حديث 12 ، صحيح مسلم : 6 / 153 ، سنن ابن ماجه : 1 / 17 و 18 حديث 45 و 46 ( با اندكى اختلاف ) ( 2 ) بانگى كه از ميان دو لب مانند آواز سُرناى مىآيد . ( لغتنامه دهخدا : 45 / 964 )
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 289 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )