تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
خير كثير حسن است ، چنان كه شيخ رئيس در اشارات واتباع او به آن قائل شده‌اند ، و گمان كرده‌اند كه اين ظلم قبيح نيست « 1 » ، اين نيز پوچ است ومكذّب قرآن است كه خدا فرموده : ( وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً ) « 2 » ومع ذلك چگونه كفّار وفجّار را جميعاً كه احصاء ايشان را كسى غير از خدا نمىتواند كرد به دوزخ خواهد برد ، و به عذاب اليم مبتلا خواهد ساخت ؛ از براى خير قليلى كه آن ارتداع بعضى از مكلّفين باشد . وشايد نظر به مضمون ( الصوفى لا مذهب له ) مولوى در « مثنوى » مذمت حكمت نموده ، و از آن حكمت فلسفه خواسته‌اند ، يا آنكه از براى آنكه كسى تحصيل علم و كمال ننمايد و مسائل دين وشريعت ياد نگيرد وفهم به هم نرساند ، و بر جهالت مادر زادى باقى ماند ، و به اين جهت شيفته وفريفتهء هرزه‌ها ومزخرفات صوفيه گردد ، و با كمال جهلش به مرتبهء ابوالحسن خرقانى كه به جاى الحمدللَّه « الهمدللَّه » مىگفت برسد ، يا به تكرار گربزه عصفره جميع علوم بر او منكشف گردد ، مذمت مطلق حكمت وتحصيل معرفت را نموده ، در آن تمثيل كه زده اين است :
يك عرابى بار كرده اشترى * در جوال زفت از گندم پرى او نشسته بر سر هر دو جوال * يك حديث انداز كرد از وى سؤال از وطن آورد پرسيدش بگفت * وندران پرسش بسى دُرها كه سفت
هامش
( 1 ) اشارات ابن سينا : 331 ( 2 ) الكهف ( 18 ) : 49