ونزول فعل اوست با آنكه علم به هبوط ونزول خود دارد . قول اين جماعت كه گفتهاند : لا يصدر عن الواحد إلّاالواحد ، شبيه به قول ثنويه است . و در تفسير حضرت عسكرى عليه السلام حكايتى مذكور است كه مضمون قسمتى از آن اين است كه : حضرت رسالت صلى الله عليه و آله از ثنويه پرسيد كه شما چرا به دو صانع قائل شدهايد ؟ در جواب گفتند كه : خير وشر ضدانند ، و دو ضد از يك صانع صادر نمىتوان شد ، نمىبينى كه از آتش غير حرارت و از ثلج سواى برودت صادر نمىتواند شد ، پس حضرت رسالت در جواب فرمود كه :
« اضداد بسيارند ، بايد كه هر ضدى را صانعى باشد پس ملزم شدند » « 1 » . و شك نيست كه هركه خدا را فاعل بالطبع داند ، وخالق وقادر نداند ، منكر بسيارى از آيات محكمات قرآن است ، و منكر آنها بىشك كافر است ، و بنابر اينكه اعتقاد دارند كه فعل خدا معلّل به غرض نيست ، انكار بسيارى از نصوص قرآنى وغيره كردهاند ، كه دلالت دارند بر اينكه فعل الهى معلّل به غرض است ، و بنابر قول ايشان خدا مدبر وحكيم نباشد ، و اين مخالف بسيارى از آيات وروايات است ، كه صريحند در تدبير وحكمت او ، وبىدغدغه منكر آنها كافرند . وايضاً ؛ منكر حشر جسمانىاند « 2 » ، كه از ضروريات ومدلول آيات صريحهء كثيره ، وروايات واضحهء متواتره است ، پس در كفر ايشان شك نيست ، وايضاً عالم را قديم مىدانند ، و اين مخالف جميع ملل واديان است .
هامش
( 1 ) تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام : 537
( 2 ) بحارالانوار : 7 / 47 و 48