از اراده و اختيار باشد بالبديهه متناهى ومسبوق به عدم مىباشد . آيا فلاسفه واتباع ايشان به سبب اين اعتقادات كافر هستند يا نه ؟ وآيا كسى كه شك در كفر ايشان داشته باشد مؤمن هست يا نه ؟ وهرگاه كافر باشند چون بميرند ايشان را غسل بايد داد يا نه ؟ و كفن بايد نمود و در قبرستان مسلمانان دفن بايد نمود يا نه ؟ جواب : بدان وفّقك اللَّه كه : صاحبان اين عقايد فاسده بىدغدغه ؛ نافيان قدرت وعموم علمند ، ونافيان جميع صفات افعاليه واسماء حسنى از حضرت بارىاند « 1 » ، ومثبتان صفات افعاليهاند از براى عقل عاشر وافلاك ، و اين جماعت حق تعالى را فاعل بالطبع دانستهاند ، زيرا كه عقل او ل را مقتضاى ذات بارى مىدانند بىواسطه داعى وغرض ، چنان كه نار وثلج مقتضى حرارت وبرودتند ، اگر گويند كه فاعل بالطبع فعلش مسبوق به علم نيست مثل نار وثلج ، اما فعل بارى تعالى مسبوق به علم است ، پس فعلش بالطبع نباشد . در جواب گوئيم كه : جماعت فلاسفه واتباع آنها صدور عقل را مسبوق به علم نمىدانند ، زيراكه ملطئين واتباع ايشان كه علم بارى تعالى را حضورى مىدانند گفتهاند كه : علم بارى تعالى بما سوى الذات حضور عقل اول است با معلوماتش نزد بارى ، پس صدور عقل اول مسبوق به علم نمىتواند بود ، زيراكه عقل را قديم و غير منفك از بارى مىدانند ، وعلم حصولى وفعلى حادث باشد . و بر تقدير تسليم كه عقل مسبوق به علم باشد مىگوئيم كه : سبق علم منافى بالطبع نيست ، زيراكه انسانى كه از مكانى مرتفع به زير افتد هبوط
هامش
( 1 ) بحارالانوار : 4 / 63