تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
لايق سيرت تو است ، احمد گفت كه : اين علوم كه شما شمرديد من بهتر از وى دانم ، اما او خداى تعالى را به از من مىداند « 1 » . و يكى به نزد بِشر آمد وگفت : دو هزار درم حلال دارم ، ومىخواهم كه به حج روم ، بِشر او را از رفتن منع نمود ، و آن مرد ممتنع نشد ، پس بِشر به وى گفت كه : چون اين زر حلال نيست پس قرار نگيرى تا به بىوجه آن را خرج نكنى « 2 » . وعطّار نيز گفته كه او گفت كه : به گورستان گذارم افتاد ، ديدم كه همهء اهل گورستان بر سرگور آمدند ومنازعت مىكردند ، چنان كه كسى چيزى قسمت كند ، گفتم : خداوندا مرا شناسا كن كه اين چه حالت است ، مرا فرمودند كه : از ايشان سؤال كن ، پيشتر رفتم وپرسيدم ، گفتند كه : يك هفته شد كه مردى از مردان دين بر ما گذرى كرد ، و سه بار قل هو اللَّه احد برخواند و ثواب آن را به ما بخشيد ، در اين يك هفته ما ثواب آن را قسمت مىكنيم ، و هنوز فارغ نشده‌ايم « 3 » . و ديگر بايزيد بسطامى است ، سيّد مرتضى در كتاب « تبصره » ذكر كرده كه بايزيد مىگفته كه : خدا هر شب از آسمان به زير آيد تا سخن گويد تا ابدالان ، و كسانى كه عاشق اويند نامهاى ايشان را بنويسد ، تا روزى كه روح را به روح ونور را به نور جزا دهد . آنگاه زمين را پر خيرات و بركات كند ، و بعد از آن با عِزّ وجلال
هامش
( 1 ) تذكرة الاولياء : 1 / 107 ( 2 ) تذكرة الاولياء : 1 / 111 ( 3 ) تذكرة الاولياء : 1 / 111
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 249 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )