راه گريز و نه جاى ستيز ، ياد كن روز رستخيز را كه راهى به سوى عافيت و خير مىرود و راهى به سوى هاويه ونار سقر ، اكنون عاجز وسرگردان خواهى بود . ومىتواند بود كه معنى اين باشد كه : اى فرزند ! توسَن نفس امّاره به هفتاد ميخ آهنى دربند ولجام تقوى وپرهيزگارى بر سر او كن ، واو را به مراد هوا وهوس مگذار تا از صراط مستقيم تو را به سوى جحيم نبرد ، كه سبب تزلزل قدمهاست ، واحمدِ تو - كه حضرت رسول اللَّه - است گويد كه : چون اعراض بر كسى مستولى شود مىلرزد ومتزلزل مىشود ، بنابر اين كاف حرف خطاب است نه تصغير . احمدك جان پدر ؛ اى عزيز بدان كه : از بسيارى محبت كه پدر را نسبت به فرزند مىباشد در نصيحت تأكيد كرد ومبالغه نمود ، وگفت : تيشه بردار وتبر ، يعنى : اى فرزند تا وقت باقى است فرصت غنيمت شمار ، و سر از خواب غفلت بردار ، و در طاعت وعبادت پروردگار تقصير جايز مدار ، كه صلاح مؤمن در آن است ، وسرمايهء ايمان آن است ، يعنى با تيشه وتبر طاعت وعبادت ودعاهاى با اثر ؛ زود نفس اماره را زبون ساز . ومىتواند بود كه معنى چنين باشد كه : اى فرزند ! دست تولّا در دامن حضرات ائمهء هدى زده ، از دشمنان ايشان تبرّا كن ، زيراكه تولّا بىتبرّا درست نيست ، و بعد از آن برو به جنگ شانه سر كه آن نفس امّاره است ، و با او جنگ جهاد اكبر است ، چنان كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در وقتى كه از جهاد غزوات مراجعت مىنمود مىفرمود : « رجعنا من الجهاد الأصغر إلى الجهاد
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص٢١٥