نصيحت مىنمود ، و به زبان كودكان با وى حرف مىزد ، و به قدر فهم وعقل آن با وى تكلم مىنمود ، به مضمون اين خبر كه « كلّموا الناس على قدر عقولهم » « 1 » بنابر اين آن مرد با فرزند خود گفتى اتتل توته مثل ، يعنى بدان كه همزه حرف نداست وتتل مناداست ، يعنى اى فرزند آنچه به تو مىگويم ياد گير وبدان عمل نما ، ومىتواند كه اتتل متكلم وحده باشد ، يعنى تلاوت مىكنم از براى تو چيزى را كه چون بخوانى وبدانى تو را اصول خمسهء دين حاصل شود . و در بعضى از نسخ آمده است كه : يا تتل توته ! مثل يعنى : امثله كه از براى تو آوردم بشنو ، و مانند دُرّ شاهوار در گوش جان كش ، تا از شهد شير شكر بهشت بهرهيابى ، اى پسر ! مانند گوسفند غافل مباش و در مرغزار به خوردن وخفتن مشغول مباش ، كه گرگ اجل در كمين است ، وبقرهء تن را مستعد رياضت ساخته ، از پرستيدن او دست بدار كه سبب فساد دين است ، و مانند شتر ؛ انديشه از بار گران كن تا به منزل سائرين و وطن مراحل سالكين آئى ، و از راه بعيد بيگانگى به ميقات تحيّات آشنائى در خلع ثياب خودبينى نموده ، و در آب چشمهء زمزم معرفت غسل نمائى ، ومردانه در وادى تجرّد ويكتائى محرّم شوى ، ورو به جانب كعبهء مقصود كرده به تقليد و اشعار عجز ونياز ، و به سعى تمام از اخلاص ؛ به راه صفا وصدق خود را قربان نمائى ، و در زمرهء سروران درآئى ، و از نعيم جاودان بهرهيابى كه ( انَّ الأَبْرارَ لَفى نَعِيم ) « 2 » .
يك جان چه بود نثار جانان كردن * در هر قدمى هزار جان بايستى
پنجه به شيرمال وشكر ، يعنى پنجهء خود را در پنج چيز استوار كن ، كه
هامش
( 1 ) بحارالانوار : 1 / 85 ( با اندكى اختلاف )
( 2 ) الانفطار ( 82 ) : 13