سَوآءٌ عَلَيْهِمْ ) « 1 » در اوايل سورهء بقره . پس آن خر صالحان مىگويند كه : مراد مولوى از حسين در شعرش :
كور كورانه مرو در كربلا * تانيفتى چون حسين اندر بلا « 2 »
حصين بن نمير است ، كه از جملهء عسكر يزيد وعمر بن سعد بود ، و در كربلا با حضرت امام حسين عليه السلام جنگ نموده . و اين تأويل بسيار بعيد بلكه غلط است ، اولًا : به جهت آنكه انتخاب حصين بن نمير از ميان آن اشقياء از براى اثبات اين مدعا - با وجود آنكه در ميان آنها بهتر وبدتر از حصين بود - بىصورت وبىجهت است . وثانياً ؛ آنكه حسين در شعر مولوى به « سين » است به اتفاق نسخهها ، وحصين بن نمير به « صاد » است به اجماع كل كتابها ، از كتب اخباريه ورجاليه وتواريخ خاصّه وعامّه . و ديگر آنكه : حكايت شفاعت حضرت امير المؤمنين عليه السلام از براى ابن ملجم لعين به نحوى كه مولوى در « مثنوى » جعل نموده ، چنان كه گذشت ، نسبت به روز دوم ضربت مىدهند ، كه او را نكشتند تا حال حضرت معلوم شود كه شفا مىيابد يا شهيد مىگردد ، و اين نيز هرزه وپوچ است ، زيراكه حضرت تا در حيات بود كسى بدون اذن او طلب حق نمىتوانست نمود ، وورثهء آن حضرت اجلاف وبىدين نبودند ، كه مانند عبداللَّه بن عمر كه بىوجهِ شرعى هرمزان را كشت ، ابن ملجم را بدون اذن به قتل آورند ، به علاوه آنكه باقى حكايتش ظاهر بلكه صحيح است در آنكه شفاعت آن حضرت نظر به آن
هامش
( 1 ) البقره ( 2 ) : 6
( 2 ) مثنوى : 576 دفتر ششم