السحت « 1 » . و بعد از اين چند كلمه كه مذكور شد ؛ نفرين مىكند ايشان را به اين عبارت كه : طهّر اللَّه وجه الارض منهم ووقانا من صحبتهم وسوء افعالهم ، فإنّهم مرقوا من الدين ، وأكلوا الدنيا بالدين . و در رسالهء « سلوة الشيعة » مذكور است كه : عطّار واوحدى وسنائى وشبسترى وجامى و غير ايشان از علما وشعراى صوفيه در منظومات ومنشورات خود اين جماعت را مذمّت كردهاند « 2 » ، چنانچه بر متتبع ظاهر است . و در كتاب « تسلية الشيعة » - بعد از نقل بسيارى از امثال - اعترافات مذكوره در مطاعن ايشان چنين گفته كه : حضرت ملّا محمّد تقى مجلسى كه در تصوّف غايت مبالغه دارد تصريح نموده كه اعمال اين طايفه زشت وناشايست است ، آنجا كه ؛ يكى از علماى ديندار در اوايل رساله كه در ذم اين طايفهء نابكار نوشتهاند مىگويد : چون ديد كه بسيارى از شيعيان ودوستان على بن ابى طالب عليه السلام بنابر نادانى وبيگانگى از اهل علم فريب جمعى از غولان راه دين خورده ، ونعره كردن و دست زدن وبرجستن وچرخيدن وعشقبازى با امردان را عبادت وطاعت پنداشتهاند ، از راه شرع ودين بغايت دور افتادهاند ، بنابر اين بر خود لازم دانست كه ايشان را دستگيرى نموده ، وراهنمائى كرده به شاهراه شريعت نبوى وطريقت مرتضوى برساند . حضرت ملّا محمد تقى مذكور در جواب نوشتهاند كه : اگر مطلب مولانا ؛
هامش
( 1 ) عرائس البيان في حقائق القرآن : 108
( 2 ) سلوة الشيعه : 5