دارند ، وجمعى از ايشان هستند كه خود را طالب علم مىكنند ، وطلبهء علوم دينيه را بدنام مىگردانند ، به سبب آنكه با عدم قوت يقين و طلب علم دين به خواندن ومطالعه كردن كتابهاى فلاسفه وصوفيه اشتغال نموده ؛ بد اعتقاد شدهاند ، واكثر ايشان به فريب دادن مردم نادان مشغول گشته ؛ دين را دام مكر وغرور ساختهاند . وأيضاً بايد دانست كه آنان از علماى اماميه كه با كمال قوّت يقين و صاحب نفوس قدسيه بعد از فراغ از تحصيل علوم دينيه ولوازم آن ؛ اگر مطالعهء كتب فلسفه و غير آن كنند ، از براى آنكه به فلاخن دليل وبرهان ؛ سنگ رد بر شيشهء شبهات خيالات فاسدهء ايشان زنند رواست ، واطلاق فلسفه وتفلّست ونحو آن بر ايشان نتوان نمود ، بلكه بعد از انبياء واوصياء - كه مهابط مخازن وحى تنزيلاند - وحكماى الهى بىعديلاند ، ليكن اين متديّنان قوى ايمان نادرند ، واكثر آنان كه با ما معاصرند ضعيف يقيناند ، ومىتوان گفت كه :
بيشتر ايشان از قوّهء يقين خالىاند ، وبىبهره از معرفت صفات جلالى وجمالىاند . پس اگر آن طور كسان به مطالعهء كتب فلاسفه ودهريه ودفاتر طبيعيه وصوفيه اشتغال نمايند ، خصوصاً قبل از تعلّم علوم دينيه ، در سنگلاخ شبهات ايشان زود به سر در مىآيند ، پس اولى آن است كه آن مستضعفان از خواندن و شنيدن ومطالعه كردن آن كتابها رغبت بگردانند ، تا به خسران عظيم گرفتار نگردند . جمعى از اجلاف بىثبات ، اتلاف اوقات مىنمايند ومتعلل به آن مىشوند كه مقصود ما از قراءت علوم فلسفه ومطالعهء كتب صوفيه استعداد
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص١٩٢