مسرور گشته ، شماتت مىنمودند وزمرهء مؤمنان از غم واندوه مىفرسودند ، جان حزين اين كمترين به خروش وغيرت دين در دل به جوش آمده ، از جهت تسلى وتحمل اهل دين ، وتهجيل وتقهل « 1 » معاندين به تأليف كتاب « شهاب المؤمنين في رجم الشياطين المبتدعين » پرداخت ، و در آن در و ديوار كهنه آباد بتكده آثار كيش ونحلت ايشان را كه از دير سومنات نمونهاى ، و از بيت الاوثان نمروديان نشانهاى است ، به معاول دلايل نقليه ، ومساحى براهين عقليه ، منهدم وويران ساخت . و همين مرد دين دار صاحب خرد بعد از نقل حديثى در اين رساله مىگويد : بر خبير بصير مستور نيست كه اهل غرور كه منكر اسرار ربوبيت ، و مانع حقايق نبوت وولايت شدهاند ، دهريه وفلاسفه وطبيعيه وصوفيهاند خذلهم اللَّه تعالى ، كه از عرصهء جهل مركب اثارت خيالات فاسده نموده ، آن را علم نام كردهاند ، و از عدم محض تصوير اوهام كرده ، آن را بود ووجود خواندهاند . للَّهالحمد كه از غبار اقوال باطلهء ايشان آفتاب عالمتاب دولت محمّدى صلى الله عليه و آله ، وقمر ازهر مرتبت حيدرى عليه السلام را هيچ گونه احتجابى روى نداده ، و از ولوغ افكار بيمار ، و دم زدن نحس نجس مردار ايشان ، درياى شريعت نبوى ، وبحر خلافت وامامت مرتضوى ، به هيچ وجه تلوّثى نيافته .
زگردى گر زمين كفر خيزد * چه آفت شوكت پيغمبرى را
زخارى كز درخت شرك رويد * چه نقصان ذوالفقار حيدرى را
اما متفلسفه ؛ چون نام خود مسلمان كردهاند ، با آنكه عقايد پر مفاسد
هامش
( 1 ) يعنى : تضييع . بىاعتبار كردن معاندين و تضعيف تبليغات انحرافى آنان