تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
مؤلفِ آن جامهء جان به جاى گريبان چاك كند ، و به ناخن تشزن پوست از تن خويش بركند ، و به زشت‌تر سكوتى جلّ زندگانى به دور افكند ، و به قعر جهنم تو كن گيرد . و در قهوه خانه به علانيه مىگفته كه : عارف به جائى مىرسد كه هرچه كند از زنا و لواط و غير آن از آنچه در شرع حرام است او نكرده ، بلكه همه را خدا كرده . وبيدينى ديگر از ايشان با مريدان مىگفته كه : در نماز چون به آيهء : ( اياك نعبد واياك نستعين ) رسيد ، بايد كه مرا مخاطب سازيد ، و در معنى اين آيه قصد شيخ وپير خود كنيد . و معلوم است كه اين همه عدول وتحرف آن زنديقان از منهج اسلام و ايمان ، وميل كردن ايشان به باديهء كفر وطغيان ، همه نتيجهء تفلسف ، وثمرهء تصوّف ايشان است ، و پر ظاهر است كه آن طور بىباكان اگر منصبى يابند ، يا از عملهء ذى منصبى شوند ، چون اعتقاد به خدا و روز جزا ندارند ، دود از دودمانها برمىآرند . وقياس مىتوان كرد كه هرگاه جمعى از بىدينان ، كه طلبهء علم را بدنام مىكنند ، و خود را موسوم به اسم ايشان مىسازند ، قائل امثال آن گونه اقوال ، و فاعل نظاير آن قسم افعال كردند ، جهّال ايشان كه از حد شمار افزونند چه ابوجهل صفتان خواهند بود ، و در حركات ملحدانه ومقالات زنديقانه چه جرأتها خواهند نمود ! و چون از آن قبيل گفتار وكردار كه قليلى از آن مذكور گرديد از آن قوم پليد بىحد به ظهور مىرسد ، واصناف ملاحده وافواج زنادقه از صدور آن