تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
زمان ساخته‌اند ، و از هر حديثى كه در آن ؛ اين طور روزى نمىتوانند زد اغماض نموده‌اند ، و بعضى نفى برخى از كتب جمعى از اكابر علما كرده‌اند ، و بعضى جماعتى از اعاظم سادات و علماء را كه دعائم دينند به كفر نسبت داده‌اند ، ورساله در اثبات جبر ووحدت وجود نوشته‌اند ، و بعضى از ايشان به نفى حديث و قرآن مظهر كفر خويش گشته‌اند ، و يكى از ايشان به دريدن وپاره كردن كتاب « الرد على اصحاب الحلّاج » - كه از كتب معتبرهء حديث است - پردهء زندقهء خود را دريده ، و به دست اضطراب حجاب خفا از روى نفاق وارتياب خود كشيده ، و به اين اعتبار نزد ملاحده صاحب اعتبار گرديده ، و ديگرى از آن زنديقان مىگفته كه پيروى حديث و قرآن نمىكنند مگر سفيهان . وصادق نام وروباهكى گيلانى ، كه كاذب است در دعوى مسلمانى ، مشهور است به انتما واتباع محمود پسيخانى ، و خود را از اتباع فلاسفه مىداند ، و از پيروان مبتدعه مىشمارد ، الذي لا يفرّق بين لفظ الجبل والجُبيل ، ولا يميّز الدبير من القبيل ، يتساوى عنده الزند والانجيل ، ويميل تارة إلى البرهوم واخرى بالابيل ، ولا يدري أبول لقبه أو أبول ، ويشتهر بالابابيل ، كتابى را كه مشتمل بوده بر احاديث نبوى و آيات قرآنى ، از سر كينه وبغض وعداوت از دست يكى از منتسبان دودمان رسالت وولايت به قهر كشيده ، و از روى استخفاف بر زمين زده ، و چون سگ عقور سمّ الكلب خورده ، به اقبح صورتى دست و پا زدن گرفته ، خلافاً لبنات جنسه . در آن طور حالتى نفير هرير بلند كرده ، و مانند فلخس مأبور گسيخته ، ساجور صاحب گم كرده ، زوزه وزنويه برآورده ، و نزديك به آنكه از غصه ؛