تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
و در اتباع آن ذوات عالى درجات بايد كوشيده ، يا شدّ زنّار وقبول جزيه وعار بايد نمود . ونيافته‌اند كه به جز سلوك جادّهء شريعت - كه عبارت است از انقياد اوامر ونواهى قرآن وپيروى عترت حضرت رسالت پناهى - راهى به مقصود نيست ، ووسيله‌اى در كونين به غير از ثقلين به معبودنه ، اين جماعت كه به كمند پندار گرفتار شده‌اند ، بسيار بسيار بيچاره افتاده‌اند از خبط عشواء بدگمانى ، وغلبهء سوداء جهل ونادانى ، با آنكه بحر بيكران عرفان ، ودرياى بىپايان شناخت حضرت سبحان به اغترافى محظوظ نگشته‌اند ، بلكه لبى تر نكرده ، دعوى سيرابى مىكنند ، بلكه خود را عين محيط معرفت مىدانند ، اما خفّاش بد معاش زاويهء حرمان كه از انوار خورشيد درخشان عرفان ذرّه بر پيشگاه دل بىحاصل آن نتافته . اگر دعواى روشن دلى كند ، بلكه خود را مهر سپهر شناسائى داند ، از كور دليش دور نخواهد بود ، و از خيال محالش مستبعد نخواهد نمود ، اگرچه بر ارباب دين واصحاب يقين ظاهر وباهر است ، كه آن مخذولان كه از آن دو امر گران دست داشته‌اند ، و بعضى از ايشان از غايت خِسّت چشم بر فضالهء كفّار يونان گماشته‌اند ، وبرخى از نهايت كوردلى كورهء راه ابو هاشم كوفى را - كه به ظاهر جبرى و به باطن دهرى بوده - طريق حق پنداشته‌اند ، نفهميده‌اند كه از آن پنداشتن و چشم گماشتن حاصلى نيست ايشان را به غير از خيبه وِوزْر ووبال وعذاب وعقاب ونكال ، وماذا بعد الحق إلّاالضلال . اما چون به گوش هوش رسيد كه بعضى از آن تيره‌دلان ، برخى از آن احاديث را - كه در ذم مبتدعه وارد است - مخصوص به زمانى وحلّاجيّهء آن