مشهد مقدس روى آورد در آن ديار بيمار شده ، به مستقر اصلى خود توجه كرد ، بنابر آنكه متولى مرقد منوّر امام انام يعنى حضرت امام رضا عليه السلام را از قبح عقيدهء آن فاجر آگاهى نبوده ، راضى به آن گرديد كه در صفّهء مير على شير دفنش كنند ، طايفهء حلّاجيه كه در باطن ، بلكه ظاهر نيز مذهب حق اماميه را منكرند ، واعتقاد به ائمهء طاهرين عليهم السلام ندارند هجومى سخت آوردند ، و مانع دفنش در آن آستان ملائك آشيان شدند ، وكالبدش را برده در پهلوى جثّهء خبيثهء شيخ على مزبور به دست مالكان عذاب قبور سپردند ، وهم يكى از شعراى اماميه در اين معنى ، و در تاريخ فوت او در بحر رباعى غزلى فرموده و آن غزل اين است :
صوفيه كه در طريق دين نامردند * در رهزنى خلق چو شيطان فردند
يك رنگ نيند در طريق اسلام * سرخند وسياهند وكبود وزردند
چون باقر چرخى بُد از آن بىدينان * بر لاشهء او هجوم سخت آوردند
در دفن به آستانهء سرور دين * مانع گشتند ؛ پس زدين دل سردند
با شيخ محمّد على بُد كيشش * همسايه نموده نزد او بسپردند
تاريخ طلب نمود از دين داران * گفتند جماعتى كه اهل دردند
بفكن سر بايزيد وآنگاه بگو * در جنب سر يزيد دفنش كردند
و در تاريخ مرگ ناپاكى ماندگار نام - كه به چنگالى مشهور بود - گفته :
مژده اى دل كه در عيش به روى عالم * كرد مفتوح خداوند به احسان و كرم