تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
او بيشتر از راه مىروند ، و به واسطهء او اكثر گمراه مىشوند . ومصداق اين سخن در باب اين شيخ شيطان صفت كه كتابت در تحقيق حال او از مشهد مقدس به ملّا محسن كاشى فرستاده‌اند ، و در باب شقى ديگر كه او را ادهم خلخالى مىگفتند ظاهر گرديد ، كه چون مردمان نادان گمان علم به ايشان مىبرند ، بر سر هر دو هجوم كرده جان از براى آن دو كافر مىسپرند . و فرق ميان آن خراسانى بىدين و آن خلخالى لعين اين بود كه : آن خلخالى را مطلب همين مردم فريبى وحبّ رياست بود ، ومىخواست جمعى از ابلهان او را از اولياء دانند ، و مردم بد اعتقاد هم او را بشناسند ، واو را از خود شمارند ، و در مقام تراشندگى نبود ، و اظهار پريشانى و قرض نمىكرد ، ومتزهّد بود ، و اگر هزار تومان از براى او مىبردند قبول نمىكرد ، و بعد از آنكه قبول مىنمود ، در همان دم به ملحدان و دنيا پرستان كه جانبش را داشتند مىداد ، وحبه‌اى از آن ذخيره نمىكرد . و آن خراسانى با مفتونى به حبّ جاه ، و مردم فريبى ، وخواهش تمام - كه عوام كالانعام او را از اولياء شمارند ، وملحدان او را بشناسند واو را از خود دانند - ميلى عظيم به دنيا داشت ، و با وجود طويلهء اسب واستر و قاطر و شتر وضياع وعقار و مال ومنال در تراشندگيها مرد مردانه بود ، وطوف خانها مىنمود ، و در اخذ وجرّ از عباس دوس گوى مسابقت مىربود ، وهرچه حاصل مىكرد قليلى را از آن بخورد دستياران مىداد و باقى به زيور مىافزود ، و از براى مخدوم كرّه‌ها و شوهر زن خود ذخيره مىنمود . وادهم خلخالى را كلمات كفر مانند آن خراسانى بسيار بود ، واكثر آن