آنهائى كه اين طريقه داشتهاند همه مانند آن شقى سالوس وفريبنده ودروغگو وافترا زننده بودهاند ، ولافهاى بسيار مىزدند ، و در تعريف خود و امثال خود حكايتها وخوابها مىساختهاند ، و مردم كم عقل را از راه مىبردهاند . و همچنين ظاهر مىشود كه در زمان ايشان جمعى از كاهلى وعطلت ، وگروهى از نادانى وغفلت ، وفرقهاى از بد اعتقادى وشقاوت خود را مريد نام مىكردهاند ، وباعث گرمى هنگامهء ايشان مىشدهاند ، وكشف وكرامات ومعجزات بر ايشان مىبستهاند ، وبسيار كسى از عوام كالانعام - كه در حقيقت خران دوپايند مانند عموم چهارپا كه در جور و ستم بر خلق خدا اظلم از شمر است - فريب ايشان مىخوردهاند ، وجمعى كه بعد از ايشان به وجود مىآمدهاند گمان حالى ومرتبهاى به ايشان مىبردهاند . چنان كه مىبينيم كه جماعتى از سنيان كه اعتقاد تمام به اين طايفه داشتهاند ، و به قدر ايشان را شعور بوده ، همه مانند صاحب « تاريخ گزيده » صوفيانِ زمان خود را مذمّت بسيار كردهاند ، و يقين حاصل است كه هركه از اين طايفه كه به قدر كوره سوادى داشته ، عوام كالانعام فريب او را بيشتر مىخوردهاند . صاحب كتاب « الوقيعه » مىگويد : بدانكه آن كسى كه با دعواى علم دعواى تصوّف مىنمايد ، اگر در واقع ربطى به علم و علماء دارد - و اگر جاهلى است كه نادان او را از علماء پندارد ، ضرر او بيشتر است در دين ، و فساد او اشد واعظم است از سائر مؤمنين ، و اخبار و احاديث بسيار در طعن آن طور كسى وارد وواقع است از ائمه معصومين عليهم السلام و ظاهر است كه مردمان به سبب
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص١٦٤